چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387
من تو خدا
نوشتم عشق را معنی کن
تو نوشتی: دارم میخندم
دلم بارانی شد
دلم نورانی شد
تو نوشتی : خیلی ساکت شدی
ومن میدانستم از پس خنده هایت بر نخواهم امد
ان چه با تو بود بتمامی برفت. انچه از تو با من است
همیشه میماند
تو ستاره ای هستی در غبار تلخ زمان و زمزمه هایت
رنگ تنهائی را از من میگیرد
*******************************************
گفتمت: تو چه جور نماز میگذاری که حضور قلب
داشته باشی ؟
گفتی : من در لفظ دقت دارم و به معنی توجه تا
حضور قلب پیدا کنم.
گفتم: توجه به الفاظ میکنی. توجه به معنی
میکنی. پس کی توجه بخدا خواهی داشت؟
گفتم صنما لاله رخا دلدارا
در خواب نمای چهره باری یارا
گفتا که روی به خواب بی ما وانگه
خواهی که دگربه خواب بینی ما را
|
|
||
نوشته شده توسط فریدون در | | لینک به این مطلب
