تبليغاتX
فریدون - بشکن اینه تقدس را و خود را ببین
سه شنبه پانزدهم بهمن 1387
بشکن اینه تقدس را و خود را ببین
گل را که اب میدهم

با تو صحبت میکنم

و در ان گم میشوم

و بی خوردن ان خرما

شیرین کام میشوم

.................................

فرقی نمیکند

برکه باشی

یا که دریا

زلال که باشی

اسمان در توست

................................

اینجا هوا

بوی حنای عروس دارد

و عطر گیسوی ترا میدهد

و نور اینه ای که تو مقدس کرده ای

روشن و تاریک میکند دیوار ها را

.................................

چتر خیال

بیشتر خیسم میکند

کاش میشد

میشکستی تو ان تقدس را

که همیشه در اینه ات بود

 

نوشته شده توسط فریدون در | | لینک به این مطلب