تبليغاتX
فریدون - بخوان.......یواشکی
یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387
بخوان.......یواشکی
 بیا و یک سر سوزن...یواشکی

ترا ببینم  در ته کوچه...یواشکی

در می روم به نیمه اسفند ماه پیر

از خاطرات مبهم بهمن یواشکی

این روزها در کامنت هاحرف می زنند

این وبلاگ نویسان ساده ...یواشکی

 نگاه میکنند از پشت شیشه ها

به چشم های آبی و روشن هم...یواشکی

چندی نمانده که بسفر ی در جنوب روم

هران چه بخواهی بگو بیاورم ...یواشکی

دست تو را گرفته به دستان گرم خویش

در تو خلاصه می شوم ...یواشکی

چیزی نمانده است به جز قلب خط خطی

اصلا بزن دوباره و بشکن...یواشکی

من راببخش دست خودم نیست خوب من


سر می کشم به قلب تو گاهاَ...یواشکی!
نوشته شده توسط فریدون در | | لینک به این مطلب