پنجشنبه یکم اسفند 1387
نگارم بنشين
امشب سر اين کوچه کنارم بنشين
از شب و شهر تو خاطره دارم بنشين
کس با خبر ازسر من و ناز تو نیست
فکرت داده بر باد همه دار وندارم بنشين
شب سردی ست اگر حوصله داری چندی
تا بگيری خبر از حال نزارم بنشين
گفته ام باد صبا خانه تکانی بکند
تارسدنکهتی ازکوی تو.نگارم بنشين
دختران آخر اين کوچه پر از هلهله اند
حاليا می رسی از راه .نگارم بنشين
...............................................
در دل مني و باز دور و بي کرانه اي
دور از مني و با دلم هم آشيانه اي
دل به بي کرانه ها به ديدن تو پر زند
با صداي بال ها ، ميان لب ترانه اينوشته شده توسط فریدون در | | لینک به این مطلب
